چرا با بدنمان مثل دشمن رفتار می‌کنیم؟

نگاهی روانکاوانه به خشم پنهانی که پشت رژیم‌های افراطی، آمپول‌های لاغری و ورزش‌های تنبیهی پنهان شده است نویسنده: دکتر فهیمه رضایی روانشناس، روانکاو و استاد دانشگاه چند روز پیش در باشگاه زنی را دیدم که با تمام توان روی تردمیل می‌دوید. صورتش خسته بود. زانوهایش درد می‌کرد. نفسش به شماره افتاده بود. از او پرسیدم: «برای مسابقه آماده می‌شوی؟» لبخند تلخی زد و گفت: «نه… دیشب خیلی غذا خوردم. دارم عذاب وجدانم را جبران می‌کنم.» این جمله برای من آشنا بود. سال‌هاست در اتاق درمان با انسان‌هایی روبه‌رو می‌شوم که تصور می‌کنند دارند از بدنشان مراقبت می‌کنند؛ اما در واقع مشغول تنبیه کردن آن هستند. بعضی‌ها با رژیم‌های سخت. بعضی‌ها با آمپول‌های لاغری. بعضی‌ها با ساعت‌ها ورزش فرسایشی. و بعضی‌ها با جنگی بی‌پایان مقابل آینه. سؤال اینجاست: چرا انسان با بدن خودش می‌جنگد؟

بدن؛ قربانی خشم‌های خاموش

از نگاه روانکاوی، اغلب اوقات مسئله غذا نیست. مسئله چربی نیست. حتی مسئله وزن هم نیست. مسئله رابطه‌ای است که فرد با خودش دارد. بسیاری از ما در کودکی آموخته‌ایم که فقط زمانی ارزشمند هستیم که کامل باشیم. وقتی اشتباه نکنیم. وقتی اضافه وزن نداشته باشیم. وقتی زیبا باشیم. وقتی مورد تأیید دیگران قرار بگیریم. در نتیجه بدن ما کم‌کم تبدیل به صحنه جنگ می‌شود. هر بار که احساس شکست می‌کنیم بدن را مقصر می‌دانیم. هر بار که احساس دوست‌داشتنی نبودن می‌کنیم، بدن را مجازات می‌کنیم. و هر بار که از خودمان خشمگین می‌شویم، این خشم را روی بدن تخلیه می‌کنیم.

آمپول لاغری؛ درمان نیست، گاهی فرار است

من مخالف پیشرفت علم نیستم. اما همیشه از مراجعانم می‌پرسم:«اگر فردا به وزن ایده‌آلت برسی، آیا واقعاً خودت را دوست خواهی داشت؟» اغلب سکوت می‌کنند. زیرا مشکل اصلی روی ترازو نیست. مشکل در تصویری است که فرد از خودش دارد. وقتی رابطه ما با خودمان زخمی باشد،حتی لاغرترین بدن دنیا هم نمی‌تواند احساس کافی بودن را به ما هدیه دهد.

ورزش؛ عشق یا تنبیه؟

من خودم دونده‌ام. کوهنوردی می‌کنم. بدنسازی انجام می‌دهم. اما تفاوت بزرگی میان ورزش کردن و تنبیه کردن بدن وجود دارد. ورزش سالم از عشق می‌آید. ورزش ناسالم از خشم. کسی که بعد از یک مهمانی ساعت‌ها ورزش می‌کند تا خودش را مجازات کند، در حال مراقبت از بدنش نیست. در حال تنبیه کردن آن است. بدن یک ماشین حساب نیست که با چند ساعت ورزش بتوان احساس گناه را پاک کرد. بدن یک موجود زنده است. همراه ماست. نه دشمن ما.

بدن شما به مراقبت نیاز دارد، نه شکنجه

یکی از بزرگ‌ترین سوءتفاهم‌های عصر ما این است که فکر می‌کنیم هر چه بیشتر به بدن فشار بیاوریم، نتیجه بهتری می‌گیریم. در حالی که بدن به طرز شگفت‌انگیزی هوشمند است. کبد، کلیه‌ها، ریه‌ها، پوست، و دستگاه گوارش شبانه‌روز در حال پاکسازی و حفظ تعادل بدن هستند. گاهی آنچه بدن نیاز دارد، تنبیه بیشتر نیست. خواب بهتر است. تغذیه بهتر است. آرامش بیشتر است. و مهم‌تر از همه، رابطه‌ای مهربان‌تر با خودمان است. حرف آخر سال‌ها دویده‌ام. قله‌های زیادی را صعود کرده‌ام. وزنه‌های سنگین بلند کرده‌ام. اما بزرگ‌ترین درسی که از بدنم گرفته‌ام این بوده است: بدن ما قرار نیست قربانی خشم‌های ما شود. بدن خانه ماست. و هیچ انسانی با خراب کردن خانه‌اش، به آرامش نمی‌رسد. اگر می‌خواهید سالم‌تر باشید، اگر می‌خواهید زیباتر باشید، اگر می‌خواهید جوان‌تر بمانید، اول از همه یاد بگیرید با بدن خودتان آشتی کنید. بدن شما به مراقبت نیاز دار نه به شکنجه دکتر فهیمه رضایی روانکاو