چرا بعضی مردان بعد از طلاق التماس بازگشت می‌کنند؟ | تحلیل روانکاوانه پشیمانی و دلتنگی پس از جدایی

بسیاری از افرادی که به اتاق درمان مراجعه می‌کنند، یک سؤال مشترک دارند: «اگر همسرم مرا دوست نداشت، چرا بعد از طلاق این‌قدر برای بازگشت اصرار می‌کند؟» این سؤال ساده، یکی از پیچیده‌ترین لایه‌های روان انسان را در خود پنهان کرده است. در یکی از جلسات روانکاوی، مراجعه‌کننده‌ای از همسر سابق خود صحبت می‌کرد. مردی که در طول زندگی مشترک، بارها نسبت به نیازهای عاطفی همسرش بی‌تفاوت بود. گفت‌وگوهای ناتمام، دلخوری‌های انباشته‌شده و احساس تنهایی در رابطه، سرانجام به طلاق ختم شد. اما اتفاق عجیبی رخ داد. پس از جدایی، همان مردی که زمانی فاصله می‌گرفت، به فردی تبدیل شد که مدام تماس می‌گرفت، پیام می‌فرستاد و برای بازگشت التماس می‌کرد. در نگاه اول، بسیاری این رفتار را نشانه عشق می‌دانند. اما آیا واقعاً عشق است؟  

روانکاوی درباره پشیمانی بعد از طلاق چه می‌گوید؟

از منظر روانکاوی، انسان تا زمانی که چیزی را در اختیار دارد، همیشه قادر به دیدن ارزش واقعی آن نیست. ذهن ما به حضورهای دائمی عادت می‌کند. همسر، خانواده، دوستان و حتی سلامت روانی خودمان را گاهی آن‌قدر بدیهی فرض می‌کنیم که متوجه اهمیتشان نمی‌شویم. اما فقدان، ناگهان همه‌چیز را تغییر می‌دهد. درست مانند ماهی که وقتی از آب بیرون می‌افتد، تازه ارزش آب را درک می‌کند. گاهی فرد بعد از طلاق نه صرفاً دلتنگ همسرش، بلکه دلتنگ بخشی از وجود خودش می‌شود که در آن رابطه تعریف شده بود.  

چرا مردان بعد از طلاق درخواست بازگشت می‌کنند؟

دلایل مختلفی می‌تواند پشت این رفتار وجود داشته باشد: ۱. مواجهه با خلأ عاطفی بسیاری از افراد پس از جدایی با سکوتی روبه‌رو می‌شوند که پیش از آن تجربه نکرده بودند. خانه همان خانه است، اما دیگر کسی منتظرشان نیست. این خلأ می‌تواند احساس اضطراب، تنهایی و حتی ترس ایجاد کند. ۲. از دست رفتن منبع تأیید روانی گاهی همسر تنها شریک زندگی نیست؛ بلکه منبع مهمی برای احساس ارزشمندی فرد محسوب می‌شود. پس از جدایی، فرد احساس می‌کند بخشی از هویت خود را از دست داده است. ۳. فعال شدن ترس از رهاشدگی در بسیاری از افراد، تجربه‌های قدیمی کودکی پس از طلاق دوباره فعال می‌شوند. ترس از تنها ماندن، ترک شدن و دوست‌داشتنی نبودن می‌تواند فرد را به سمت درخواست بازگشت سوق دهد. ۴. ایده‌آل‌سازی رابطه گذشته ذهن انسان پس از فقدان، تمایل دارد خاطرات خوش را پررنگ‌تر و مشکلات را کمرنگ‌تر کند. به همین دلیل برخی افراد پس از طلاق تصور می‌کنند رابطه گذشته بسیار بهتر از آن چیزی بوده که واقعاً تجربه کرده‌اند.  

آیا التماس برای بازگشت نشانه عشق است؟

پاسخ همیشه مثبت نیست. گاهی عشق واقعی پشت این درخواست وجود دارد؛ اما در بسیاری از موارد، آنچه فرد تجربه می‌کند بیشتر ناشی از ترس، وابستگی، احساس فقدان یا نیاز به ترمیم زخم‌های روانی است. به همین دلیل روانکاوی تلاش می‌کند فراتر از رفتار ظاهری حرکت کند و معنای ناخودآگاه آن را کشف کند. وقتی فقدان تبدیل به معلم زندگی می‌شود بسیاری از انسان‌ها زمانی متوجه ارزش یک رابطه می‌شوند که دیگر آن را در اختیار ندارند. این موضوع تنها درباره روابط عاطفی نیست؛ درباره فرصت‌ها، سلامتی، خانواده و حتی لحظه‌های ساده زندگی نیز صدق می‌کند. روان انسان اغلب در فقدان بیدار می‌شود. آنچه همیشه در دسترس بوده دیده نمی‌شود، اما آنچه از دست می‌رود، ناگهان به مهم‌ترین موضوع ذهن تبدیل می‌شود. همان‌گونه که در ادبیات کهن آمده است: «ماهی که بر خشک افتد، قیمت بداند آب را»