اختلال مرزی یا بردرلاین باعث ایجاد رفتار و عواطف ناپایدار در افراد است و به همین دلیل این افراد در روابط خود مشکلات زیادی را تجربه میکنند؛جالب است بدانید این اختلال در زنان شایع تر است.
آشنایی با اختلال شخصیت مرزی
افراد مرزی اشخاصی با اعتماد به نفس پایین هستنداین افراد به خود خیلی بی اعتماد هستند. مثلا ممکن است برای قبولی در دانشگاه بسیار تلاش کنند ولی درست موقعی که نتایج کنکور اعلام می شود از شدت بی اعتماد به نفسی خود، از ثبت نام و ادامه تحصیل خودداری کنند. در کل این افراد کاملا بی اعتماد به نفس هستند و به خود اعتماد ندارند.
روابط فردی برای افراد مرزی فوق العاده سخت است
برای افراد با اختلال شخصیت مرزی، داشتن روابط فردی بسیار سخت و دشوار است. چراکه این افراد ، دیگران را با نگاه 0 و 1 در نظر می گیرند. یعنی معتقدند یک فرد یا خوب و عالی است یا بدترین و غیرقابل تحمل ترین فرد روی زمین است. همچنین نظر آنها دائم در حال تغییر است و نسبت به اطرافیان خود احساس ثابتی ندارند. یک روز فردی از اقوام فردی محبوب و صادق است اما روز دیگر منفور و دروغگو. بهمین خاطر دائما در روابط خود دنبال آرمانی کردن اطرافیان خود هستند و رابطه هایشان به صورت بسیار شدیدی خواهد بود ولی پس از تحمل استرس و اضطراب های فراوان از سمت این افراد، در نهایت با یک شیب تند، روابط به سمت اتمام پیش می رود.
ارتباط با افراد بوردرلاین یا اختلال شخصیت مرزی
افراد با اختلال شخصیت مرزی، هم در دوستی و ازدواج هم در روابط کاری و اجتماعی به شما آسیب خواهند زد. اگر بخوام خیلی خلاصه نشانه های آنها را بیان کنم این هست که این افراد اصلا تحت هیچ شرایطی تحمل تنهایی را ندارند. مدام می خواهند بدانند که مثلا اگر کارمند جایی هستند، ببینند که رئیسشان آنها را دوست داره یا نه، از او راضی هست یا نه. اگر هم در رابطه باشند مدام می خواهند از عشق پارتنرشون مطمئن باشند و به خاطر همین مدام شک می کنند و همین شک، باعث کنترلگری آنها می شود و در مواقعی همراه میشه با پرخاش و افکاری ناخودآگاه کاری می کنند که طرف مقابل آنها راهی جز ترک کردنشان نداشته باشند. متاسفانه هستند والدینی که دچار اختلال شخصیت بردرلاین هستند و همین اختلال باعث میشه که توقع زیادی از فرزندان خود دارند. رفتارهای غیرقابل پیش بینی دارند و هیچ چیز آنها را راضی نمی کند و مدام با دستوراتی که می دهند می خواهند چک کنند که فرزندان آنها، آنها را دوست دارند یا نه. به همین دلیل به تمام جزئیات کارهای فرزندان خود می پردازند و مدام شک می کنند و مدام کنترلگری در روابطشون دارن. به عبارتی فرد با اختلال شخصیت بردرلاین ترس شدید از طرد شدن و رها شدن دارد و یک اضطراب دائمی از این رها شدن دارند و این اضطراب، خشم زیادی را در رابطه به وجود می اورد. بخصوص وقتی مطابق میلشون رفتار نشه. اگر در رابطه باشند، اگر مابق میلشون رفتار بشه سرخوش و سرمستن اما با کوچکترین بی توجهی، قیامتی به پا می کنند و بعد از تمام شدن رابطه هم دچار افسردگی شدیدی می شوند که مدام خودشان را سرزنش می کنند که چقدر آدم به درد نخوری هستند و بسیار پشیمان از رفتار و عملکرد خودشون. خلاصه هر کاری می کنند که طرف برگرده هر کاری می کنند یا اقدام به خودکشی می کنند. گویا حاضرن زندگیشون رو بدهند تا طرف برگرده انگار یادشون میره آن فردی که تا چند وقت پیش بدترین و رکیک ترین حرفها رو بهش زدن، حالا میشه عشق تمام عیار . پس انگار بین عشق و نفرت مرزی قائل نیستند.
افراد اختلال شخصیت بردرلاین کلا روح و روان خود و دیگران را مدام با کارهای غیر منطقی که انجام می دن ، زخم می کنند. نمی بخشند، مطالعه نمی کنند که آگاهی کسب کنند برای تغییر و بسیار وقتشان را تلف می کنند. اصلا از خودشان مراقبت نمی کنند بدبین و منفی گرا هستند. با دروغ زندگی می کنند نه با خود رو راست هستند و نه با دیگران. در مورد همه چیز نگرانند. از همه چیز شکایت می کنند مدام با پشیمانی و افسوس زندگی می کنند مدام در حال مقایسه خود با دیگران هستند و اصلا افراد قدرشناسی و شکرگزاری نیستند. مغز این افراد گویا اتفاقات را به صورت سیاه و سفید می بینه و قادر نیستن اتفاقات رو در یه طیف خاکستری ببینن . وقتی میزان اختلال این افراد شدید باشه دچار شدن به احساس تهی بودن در آنها بسیار زیاد است. در صورت شدت بیماری برای اطمینان از تهی نبودن داخل بدنشون خودزنی می کنند انگار با درد ناشی از جسمشان می خواهند دردهای روانی شون رو احساس نکنن . گاهی برای حس نکردن دردهای روانیشون ممکن هست تا می تونن مشروبات الکلی بنوشند و یا اینکه از انواع مواد مخدر استفاده کنند البته مواردی که در ارتباط با حس نکردن دردهای روانی رخ می دهد، زمانی است که اختلال شخصیت بردرلاین بسیار شدید باشد.
افراد بوردرلاین از طرد شدن و تنهایی وحشت دارند
از ویژگی های بارز افرادی که اختلال شخصیت مرزی دارند، ترس از این است که عزیزانشان آنها را طرد نکنند. البته آنها بغیر از خانواده و نزدیکانشان، ازاینکه مثلا یک دوست قدیمیشان آنها را ترک کند و قطع رابطه اتفاق بیفتد نیز اضطراب دارند و بهیچ عنوان طاقت دور شدن اطرافیان را ندارند. البته ترس از تنهایی در بسیاری افراد وجود دارد. حتی خود ما هم ممکن است از تنها شدن بترسیم. اما ترس این افراد افراطی و بسیار زیاد است در حدی که زندگی آنها را مختل می کند. بهمین خاطر نهایت تلاششان را می کنند که اطرافیان از پیش آنها نروند. این افراد بخاطر ترس زیادی که از تنها شدن دارند و این فکر را می کنند که حتما آدم بدی هستند که فلان فرد دیگر با او در ارتباط نیست، درنتیجه ممکن است منجر به ضربه و صدمه زدن به خود یا رفتارهای انتحاری شود. وقتی در رابطه با فردی هستید که بسیار از رفتن شما می ترسد و دائم در حال ترس از رهایی و تنها شدن دارد و در کمال درماندگی از شما دائما می خواهد که در رابطه بمانید و اصرارهای او بیش از حد نرمال است، بدانید که احتمال زیادی دارد که دچار اختلال شخصیت مرزی باشد. افرادی که دچار افکار بی عشقی، بی ارزشی و پوچی دارند و یا با از دست دادن کسی یا چیزی بیش از حد بهم ریخته اند و احساس پریشانی و ناامیدی و پوچی می کنند نیز احتمال دارد دچار این اختلال شخصیت باشند.
افراد با اختلال شخصیت مرزی، از خودشان تعریف ثابتی ندارند
یعنی این افراد ارزش یا هنجارهای ثابتی برای خود ندارند، یعنی ممکن است در یک ماه یک تعریفی از خود بهمراه 10 آرزو و هدف از زندگی خود بیان کنند ولی ماه آینده 5 هدف تعیین کنند که کاملا با هدف های ماه قبلشان متفاوت است و ممکن است ارزش هایی که قبلا برایش بسیار مهم و حیاتی بودند کاملا بی اهمیت شده باشند. حتی در انتخاب رشته دانشگاهی، یا انتخاب شغل ، هر چند ماه یک تصمیمی بگیرند و نتوانند هیچگاه به ثبات برسند.
خشونت شدید، عصبانیت بیجا و غیر قابل انتظار در افراد بوردرلاین
این افراد خود را بابت هیچ موضوعی مقصر نمی دانند و هنگام بروز مشکل، بقیه را همیشه شماتت می کنند. مثلا بخاطر یک اتفاق که همسرشان در آن دخلی نداشته، ممکن است او را دعوا یا تهدید یا ضرب و شتم کنند. این افراد همیشه در حال سرزنش دیگران هستند. پس ویژگی های اختلال شخصیت مرزی تا اینجا ترس از تنهایی، افسردگی، بی اعتماد به نفسی و خشونت های شدید تعریف شد.
عدم برنامه ریزی برای زندگی و بی هدفی برای آینده
افراد دچار این اختلال، به هیچ عنوان تمایل ندارند حتی هدفی کوچک را برای آینده در نظر بگیرند و شدیدا اجتناب می کنند از اینکه بخواهند درباره آینده کمی فکر کنند و اصلا دوست ندارند اقدامی برای آینده خود انجام دهند.
تمایل به خودکشی یا خود زنی در افراد دچار اختلال شخصیت مرزی
خود زنی برای این افراد راه مناسبی است تا رنج درونی خود را تحمل کنند. همچنین بسیاری افراد دچار اختلال شخصیت مرزی که دچار مشکلات دیگری مانند افسردگی یا سوء مصرف مواد مخدر نیز هستند فکر می کنند به طور کل احساسشان را از دست داده اند. به خاطر همین با خودزنی به خود تلقین می کنند که هنوز این اتفاق نیفتاده و کمی از احساسشان پا برجا است.
اکثر این افراد یک رنج غیر قابل وصفی را در خود احساس می کنند که در آخر به فکر خودکشی منتهی می شود. البته در این حالت فرد سریعا باید به روانپزشک مراجعه کند. این افراد خودکشی را یک راهکار عادی و طبیعی می دانند برای اینکه بتوانند از همه افسردگی ها، غصه ها و شرایط سخت زندگی نجات پیدا کنند.
نداشتن همدردی و همدلی
این افراد اصلا متوجه نمی شوند که عصبانیتها یا خشونتشان چقدر اطرافیان را ناراحت می کند. به طور کلی این افراد نمی توانند با دیگران همدلی کنند و آنها را درک کنند. بخاطر همین موضوع، آنها نمی توانند روابط عمیق عاطفی طولانی مدت برقرار کنند. چون از طرفی بخاطر ترس هایشان و نیازمندی بیش از حدشان در رابطه ناراحتی و مشکل پیش می اورند از طرفی نیز نمی توانند در هیچ زمینه ای با طرف مقابل خود همدردی کنند. همچنین این افراد کاملا غیر قابل اعتماد هستند.
رفتارها و تصمیمات پرریسک و بدون فکر
مثلا این افراد بدون برنامه خرج می کنند و پول هایی را که به دست می آورند سریعا بدون فکر خرج می کنند و این از ویژگی های کاملا بارز و مشخص آنهاست. همچنین به مصرف مواد مخدر یا مشروبات الکلی بسیار رو می آورند و به مرور مصرف آنها بسیار بیشتر می شود و چون افرادی هستند که نسبت به آینده بی خیال هستند و اعتقادی به آینده ندارند و از طرفی سلامتی برایشان اهمیت ندارد و به خودزنی یا خودکشی هم فکر می کنند، لزومی نمی بینند که مصرف مواد یا مشروبات الکلی را کنار بگذارند.




شخصی که دچار اختلال شخصیت مرزی و خودشیفتگی و نمایشی بود من با یکی از این افراد بودم و واقعا به جای اینکه ایشون رو درست کنم ایشون منو کنترل میکرد در حالی که من از بیماری ایشون مطلع نبودم و پس از اتمام رابطه و با تناقص های فراوان ایشون موفق به کشف بیماری ایشون شدم، از اونجایی که هیچ کنترلی روی خودشون ندارند در رابطه اجازه کنترل و تصمیمات رو از شما هم میگیرند و به اشخاص بیرون از رابطه میدهند،این افراد علاوه بر بردرلاین در اکثر مواقع دچار خودشیفتگی و شخصیت نمایشی هم هستند یعنی میکس شدن این اختلالات،بسیار پر تناقص در رفتار و گفتار،از خانواده مینالند و بعد به خاطر همون خانواده رو در روی شما در میان و شما دچار گیجی میشی،از یک سری کارها شمارو منع میکنن و بعد خودشون اونهارو انجام میدن،یک سری استرس و تروما از تجربه های پیشین زندگی خود به شما میدهند و بعد دقیقا همون کارها تکرار میشه و شما استرس ضربه ای که در گذشته ایشون خورده را میخوری ، تهدید به خودکشی و خودزنی دارند، امروز به شما میگن خودمو میکشم و بعد فردا که دچار بی ثباتی عاطفی میشن میگن برو بابا خودکشی چیه این چرت و پرتا چیه،کاملا افراد دهن بین هستند ، فاقد اراده و تصمیم گیری ، بی نهایت به شما برچسب میزنند یعنی هر بیماری که خودشون دارند را به شما برچسب میزنند مثل:شمارو به اوج جنون و داد و بیداد و فحشا میکنند و بعد با دست شمارو نشان میدهند و میگن نگاه کنید این دیوونه هست یا تو ثبات روحی روانی نداری یا من در کنار تو احساس امنیت نمیکنم یا تو گوشه گیر و منزوی هستی ، بینهایت روابط دوستانه بیش از حد صمیمانه دارند ، اکثر رفیق های آنها جنس مخالف هستند ، در همه حد و حریم های دیگران وارد میشوند و به دیگران اجازه وارد شدن در حریم خودشان را میدهند ، در عین نابالغ بودن از نظر عقلی و روحی دم از بالغ و پخته تر شدن میزنند ، بسیار افراد پر حاشیه و دردسر سازی هستند در حالی که صفحات مجازی آنها را چک کنید دم از دور ماندن از افراد حاشیه ساز میزنند ، دنیا و رابطه و دوستان و کار کاملا برای آنها یک بازی هست و با دیگران بازی میکنند و دستکاری روانی میکنند طرف مقابل را ، اگر این فرد در کنار شخصی از دوستان خود دست به رفتارهای کاملا بی ثبات و شبیه به خیانت اعم از لمس کردن ، بغل کردن ، کنار یک جنس مخالف خوابیدن ، دستمالی کردن همدیگه و یا خانه جنس مخالف رفتن و شب گردی های مکرر و.......داشته باشند و شما اعتراضی بکنید به شما انگ بدبینی میزنند و اینکه خودشان از انجام این کار منظور خاصی نداشتند و شما دارید انگ تهمت و خیانت به او میزنید ، در عین این که شمارو به اوج رسوندن با کله به زمین میکوبند چون خودشان به کرار در روابط شکست خوردند و خرد شدند و دوست دارند شما هم این موضوع را تجربه کنید برای همین میگم دنیا براشون بازی هست ، از درون پوچ و تو خالی هستند و اصلا دلی ندارند برای عاشق شدن و این موضوع دل بستن از سمت اونها فقط یک حالت شیدایی هست که به مرور آتش این به ظاهر عشق در آنها دیر یا زود فروکش میکند ، ۲حالت داره یا شمارو تنها میزارن و میروند یا انقدر رفتار های نامناسب نشان میدهند که بالاخره شما ترکشان میکنید،در عشق و رفتار و گفتار در هر ۳موارد کاملا بی ثبات هستند اصلا نمیفهمند چی از دهنشون در میاد ، یک شخصیتی که به بند و باری اجتماعی میرسه و خودش رو یک شخصیت مستقل اجتماعی میدونه ، هیچگونه خلوت برای درست کردن خلا رابطه خودتان با این افراد پیدا نمیکنید به دلیل دوستان بیش از حدی که دارند و خودشون رو آدمی میدونن که روابط اجتماعی قوی دارند ، اصلا نمیدونند کی هستند چرا وجود دارند یا چرا در این نقطه هستند یا چرا رفتند ، همیشه حق به جانب هستند و از اونجایی که به بلوغ مغزی و روحی نرسیدند به هیچ عنوان نمیتونید باهاشون صحبت منطقی داشته باشید ، هر کسی که با این افراد در ارتباط بوده بعد از اتمام رابطه و فشار روحی روانی سنگین از این افراد دچار ترومای روحی شده و بسیار هضم آن دوره از رابطه با این فرد براش سنگین بوده و با تراپی و مشاوره های مکرر خودشو سرپا کرده ، به نحوی شمارو ترک میکنن که اصلا شک میکنید از ابتدا وجود داشتید ، کاملا با شما بازی میکنند به قول روانشناس های خیلی معروف انگار که در بازی شطرنج هستند و از قبل مثلا ۸ ماه الی یکسال قبل از اتمام رابطه نقشه کشیدند که حتی چگونه از شما جدا شوند ، به خاطر بی ثباتی رفتاری و کلامی در اجتماع باعث سرخوردگی شما میشوند و به شما احساس بی غیرت بودن و از مردانگی افتادن دست میده ، هیچ کاری را ارزیابی نمیکنند و برای آنها چیزی به اسم ریسک وجود نداره مثلا یه پسر که دوست ۵ماهه آنها باشد میگه بریم خونه ما مشروب بخوریم اصلا به این فکر نمیکنند این شخص کی هست خانوادش کی هستند این مشروب از کجا معلوم سالم باشه اصلا از کجا معلوم تو خونه فقط همین شخص باشه هیچی هیچی بدون فکر دعوت را قبول میکنند و میرن و زمانی که شما این سوالاتی که عرض کردم را مطرح میکنید ، آنها به شما انگ بدبینی میزنند که تو چقدر بدبینی به آدمها در حالی که شما یک آدم سالم هستید که احتیاط میکنید چون احتیاط شر عقل هست، اگر شما یک نوشابه شیشه ای با کیک بهشون بدید نوکر شما هم هستند ولی نفر بعدی یک نوشابه یک و نیم لیتری باز کنه و بهشون بده خیلی با ایشون صمیمی تر میشن تا با شما ، ولگردی و ولخرجی و رفیق بازی و شب گردی و.......تمامی رفتارهای آنها افراطی است،مدام بند کش تنبون این و اون برای سر کار رفتن ، بیرون رفتن و..... هستند ، دائم به دنبال گشت و گذار و تفریح هستند و اصلا نمیتونن سرجاشون بشینن ، در تمامی رفتارهای ذکر شده از شما توقع سکوت یا بخشش یا سرزنش نکردن دارند که غیر ممکنه چون بعد از یک اشتباه خیلی بزرگ و سنگین به جای انعطاف و درست کردن و اشتباه کردن کمتر دقیقا معکوس عمل میکنند و دوباره اشتباه بزرگتری میکنند ، به شما انگ کنترل گری آنها را میزنند ، در بعضی مواقع به خاطر رفتارهایی که به سلامتی خودشان آسیب وارد میکنند هم باید دعوا کنید که این کار باعث آسیب رساندن به خودت میشه ولی اون در عوض این لطف شما گریه زاری میکنه و نسبت به شما سردتر میشه و در نهایت شمارو مقصر میدونه و به شما برچسب های بیشماری میزنه ، این افراد اکثرا دچار خودشیفتگی هم هستند یعنی در مواقع بردرلاین خود را بی ارزش میدونن و در مواقع خودشیفتگی خود را برتر از شما میدانند که حتی ممکنه این اعتماد به نفس کاذب را شما به ایشان داده باشید برای بهتر شدن حالش و درمانش ، در کل این افراد نه همسر میخوان نه دوست و نه همکار بلکه والدینی میخواهند که سرپرستی آنها را به عهده بگیرید ، این افراد میخواهند مثل آهنربا باشند و همه را به خودشان جذب کنند که در اکثر مواقع موفق هم میشوند به دلیل اینکه هویتی از خود ندارند و در برخورد با هر شخص خود را به شکل آن شخص در میارن یعنی یک هویت هفتگانه که مث آفتاب پرست رنگ عوض میکند ، برای همه مرحم و غمخوار هست به جز خانواده و همسر خود که آنها را بینهایت عذاب میده و به اوج جنون میرسونه ، مثلا برای دوستانشون بینهایت پول خرج میکنند و بعد که جیب شما و خودشان را خالی کردند میگن نه ما به درد هم نمیخوریم من به دنبال مرد یا زنی هستم که بتونم روش تکیه کنم یعنی اصلا انگار نه انگار که خودشون بر اساس بی عقلی خودشون دارن اتفاقات را به این شکل رقم میزنن یعنی قشنگ لقمه رو دور سر خودشان میگردانند ، کاملا بی مسئولیت و پر توقع هستند ، این افراد هیچ دلی ندارند که بخوان عاشق شما بشن و از درون پوچ و تو خالی هستند برای مثال کافیه از خودتون بپرسید کسی که هویت نداره و نسبت به خودش شناخت و علاقه ای نداره چگونه میتواند شما را بشناسد و به شما علاقه مند باشد ، این افراد تا زمانی با شما هستند که تن به کارهایی بدهید که مورد علاقه ایشون هست و بهشون خوش بگذره و پس از مخالفت یا زمانی که احساس کنند شما مخالفتی دارید با این رفتارها و خسته شدید و از آنها توقع انعطاف دارید هر چند هم که خودتون بی نهایت انعطاف نشون داده باشید در این رابطه دیگر برایش سرگرم کننده نیستید و شما را دور میندازن و چندتا دوست هم آماده همیشه دارن برای یک همچین روزهایی که روز مبادا خودشون میدونن و دوباره پس از اتمام رابطه با شما کارشان را از سر میگیرن شروع میکنند به نمایش دادن خودشان به اطرافیان که مطمئن شوند هنوز خریدار دارند و تو بورس هستند و اسم تمامی اینهارو میزارن قوی بودن و رها کردن شخصی که بیمار بود یعنی شما یا ما با هم تفاهم نداشتیم ، هر کاری که کرده باشید در آخر وظیفه شما بوده از نظر ایشون ، در نتیجه روابط با این افراد یک جنگ روانی تمام عیار هست و عقل خود را از دست میدهید و در برزخی در بلاتکلیفی رها میشوید و اینکه به این افراد توجه کنید یا تشویق کنید اینها را یا فلان جور برخورد کنید و.......باید عرض کنم منجی کسی که باعث از دست دادن عقل و روح و روان خود شما میشود واقعا نمی ارزد و این موضوع وظیفه شما هم نیست و باید از خودتان یک سوال بپرسید چرا شخصی که خودش به خودش اهمیت نمیده من اهمیت بدم!!؟؟!!؟؟اگر هم فکر میکنید این افراد مطلع نیستن از رفتارهای خود باید عرض کنم در زمان اتمام رابطه خیلی خوب به این موضوع پی میبرید که کاملا آگاه هستند حتی موضوعاتی که شما فکر میکردید از آن بی اطلاع هست. این اطلاعات و تجربه من در رابطه با این شخص بود امیدوارم کمکی باشد برای شما
شخصی که دچار اختلال شخصیت مرزی بود و بوهایی از خودشیفتگی و نمایشی هم داشت من با یکی از این افراد بودم و واقعا به جای اینکه ایشون رو درست کنم ایشون منو کنترل میکرد در حالی که من از بیماری ایشون مطلع نبودم و پس از اتمام رابطه و با تناقص های فراوان ایشون موفق به کشف بیماری ایشون شدم، از اونجایی که هیچ کنترلی روی خودشون ندارند در رابطه اجازه کنترل و تصمیمات رو از شما هم میگیرند و به اشخاص بیرون از رابطه میدهند،این افراد علاوه بر بردرلاین در اکثر مواقع دچار خودشیفتگی و شخصیت نمایشی هم هستند یعنی میکس شدن این اختلالات،بسیار پر تناقص در رفتار و گفتار،از خانواده مینالند و بعد به خاطر همون خانواده رو در روی شما در میان و شما دچار گیجی میشی،از یک سری کارها شمارو منع میکنن و بعد خودشون اونهارو انجام میدن،یک سری استرس و تروما از تجربه های پیشین زندگی خود به شما میدهند و بعد دقیقا همون کارها تکرار میشه و شما استرس ضربه ای که در گذشته ایشون خورده را میخوری ، تهدید به خودکشی و خودزنی دارند، امروز به شما میگن خودمو میکشم و بعد فردا که دچار بی ثباتی عاطفی میشن میگن برو بابا خودکشی چیه این چرت و پرتا چیه،کاملا افراد دهن بین هستند ، فاقد اراده و تصمیم گیری ، بی نهایت به شما برچسب میزنند یعنی هر بیماری که خودشون دارند را به شما برچسب میزنند مثل:شمارو به اوج جنون و داد و بیداد و فحشا میکنند و بعد با دست شمارو نشان میدهند و میگن نگاه کنید این دیوونه هست یا تو ثبات روحی روانی نداری یا من در کنار تو احساس امنیت نمیکنم یا تو گوشه گیر و منزوی هستی ، بینهایت روابط دوستانه بیش از حد صمیمانه دارند ، اکثر رفیق های آنها جنس مخالف هستند ، در همه حد و حریم های دیگران وارد میشوند و به دیگران اجازه وارد شدن در حریم خودشان را میدهند ، در عین نابالغ بودن از نظر عقلی و روحی دم از بالغ و پخته تر شدن میزنند ، بسیار افراد پر حاشیه و دردسر سازی هستند در حالی که صفحات مجازی آنها را چک کنید دم از دور ماندن از افراد حاشیه ساز میزنند ، دنیا و رابطه و دوستان و کار کاملا برای آنها یک بازی هست و با دیگران بازی میکنند و دستکاری روانی میکنند طرف مقابل را ، اگر این فرد در کنار شخصی از دوستان خود دست به رفتارهای کاملا بی ثبات و شبیه به خیانت اعم از لمس کردن ، بغل کردن ، کنار یک جنس مخالف خوابیدن ، دستمالی کردن همدیگه و یا خانه جنس مخالف رفتن و شب گردی های مکرر و.......داشته باشند و شما اعتراضی بکنید به شما انگ بدبینی میزنند و اینکه خودشان از انجام این کار منظور خاصی نداشتند و شما دارید انگ تهمت و خیانت به او میزنید ، در عین این که شمارو به اوج رسوندن با کله به زمین میکوبند چون خودشان به کرار در روابط شکست خوردند و خرد شدند و دوست دارند شما هم این موضوع را تجربه کنید برای همین میگم دنیا براشون بازی هست ، از درون پوچ و تو خالی هستند و اصلا دلی ندارند برای عاشق شدن و این موضوع دل بستن از سمت اونها فقط یک حالت شیدایی هست که به مرور آتش این به ظاهر عشق در آنها دیر یا زود فروکش میکند ، ۲حالت داره یا شمارو تنها میزارن و میروند یا انقدر رفتار های نامناسب نشان میدهند که بالاخره شما ترکشان میکنید،در عشق و رفتار و گفتار در هر ۳موارد کاملا بی ثبات هستند اصلا نمیفهمند چی از دهنشون در میاد ، یک شخصیتی که به بند و باری اجتماعی میرسه و خودش رو یک شخصیت مستقل اجتماعی میدونه ، هیچگونه خلوت برای درست کردن خلا رابطه خودتان با این افراد پیدا نمیکنید به دلیل دوستان بیش از حدی که دارند و خودشون رو آدمی میدونن که روابط اجتماعی قوی دارند ، اصلا نمیدونند کی هستند چرا وجود دارند یا چرا در این نقطه هستند یا چرا رفتند ، همیشه حق به جانب هستند و از اونجایی که به بلوغ مغزی و روحی نرسیدند به هیچ عنوان نمیتونید باهاشون صحبت منطقی داشته باشید ، هر کسی که با این افراد در ارتباط بوده بعد از اتمام رابطه و فشار روحی روانی سنگین از این افراد دچار ترومای روحی شده و بسیار هضم آن دوره از رابطه با این فرد براش سنگین بوده و با تراپی و مشاوره های مکرر خودشو سرپا کرده ، به نحوی شمارو ترک میکنن که اصلا شک میکنید از ابتدا وجود داشتید ، کاملا با شما بازی میکنند به قول روانشناس های خیلی معروف انگار که در بازی شطرنج هستند و از قبل مثلا ۸ ماه الی یکسال قبل از اتمام رابطه نقشه کشیدند که حتی چگونه از شما جدا شوند ، به خاطر بی ثباتی رفتاری و کلامی در اجتماع باعث سرخوردگی شما میشوند و به شما احساس بی غیرت بودن و از مردانگی افتادن دست میده ، هیچ کاری را ارزیابی نمیکنند و برای آنها چیزی به اسم ریسک وجود نداره مثلا یه پسر که دوست ۵ماهه آنها باشد میگه بریم خونه ما مشروب بخوریم اصلا به این فکر نمیکنند این شخص کی هست خانوادش کی هستند این مشروب از کجا معلوم سالم باشه اصلا از کجا معلوم تو خونه فقط همین شخص باشه هیچی هیچی بدون فکر دعوت را قبول میکنند و میرن و زمانی که شما این سوالاتی که عرض کردم را مطرح میکنید ، آنها به شما انگ بدبینی میزنند که تو چقدر بدبینی به آدمها در حالی که شما یک آدم سالم هستید که احتیاط میکنید چون احتیاط شر عقل هست، اگر شما یک نوشابه شیشه ای با کیک بهشون بدید نوکر شما هم هستند ولی نفر بعدی یک نوشابه یک و نیم لیتری باز کنه و بهشون بده خیلی با ایشون صمیمی تر میشن تا با شما ، ولگردی و ولخرجی و رفیق بازی و شب گردی و.......تمامی رفتارهای آنها افراطی است،مدام بند کش تنبون این و اون برای سر کار رفتن ، بیرون رفتن و..... هستند ، دائم به دنبال گشت و گذار و تفریح هستند و اصلا نمیتونن سرجاشون بشینن ، در تمامی رفتارهای ذکر شده از شما توقع سکوت یا بخشش یا سرزنش نکردن دارند که غیر ممکنه چون بعد از یک اشتباه خیلی بزرگ و سنگین به جای انعطاف و درست کردن و اشتباه کردن کمتر دقیقا معکوس عمل میکنند و دوباره اشتباه بزرگتری میکنند ، به شما انگ کنترل گری آنها را میزنند ، در بعضی مواقع به خاطر رفتارهایی که به سلامتی خودشان آسیب وارد میکنند هم باید دعوا کنید که این کار باعث آسیب رساندن به خودت میشه ولی اون در عوض این لطف شما گریه زاری میکنه و نسبت به شما سردتر میشه و در نهایت شمارو مقصر میدونه و به شما برچسب های بیشماری میزنه ، این افراد اکثرا دچار خودشیفتگی هم هستند یعنی در مواقع بردرلاین خود را بی ارزش میدونن و در مواقع خودشیفتگی خود را برتر از شما میدانند که حتی ممکنه این اعتماد به نفس کاذب را شما به ایشان داده باشید برای بهتر شدن حالش و درمانش ، در کل این افراد نه همسر میخوان نه دوست و نه همکار بلکه والدینی میخواهند که سرپرستی آنها را به عهده بگیرید ، این افراد میخواهند مثل آهنربا باشند و همه را به خودشان جذب کنند که در اکثر مواقع موفق هم میشوند به دلیل اینکه هویتی از خود ندارند و در برخورد با هر شخص خود را به شکل آن شخص در میارن یعنی یک هویت هفتگانه که مث آفتاب پرست رنگ عوض میکند ، برای همه مرحم و غمخوار هست به جز خانواده و همسر خود که آنها را بینهایت عذاب میده و به اوج جنون میرسونه ، مثلا برای دوستانشون بینهایت پول خرج میکنند و بعد که جیب شما و خودشان را خالی کردند میگن نه ما به درد هم نمیخوریم من به دنبال مرد یا زنی هستم که بتونم روش تکیه کنم یعنی اصلا انگار نه انگار که خودشون بر اساس بی عقلی خودشون دارن اتفاقات را به این شکل رقم میزنن یعنی قشنگ لقمه رو دور سر خودشان میگردانند ، کاملا بی مسئولیت و پر توقع هستند ، این افراد هیچ دلی ندارند که بخوان عاشق شما بشن و از درون پوچ و تو خالی هستند برای مثال کافیه از خودتون بپرسید کسی که هویت نداره و نسبت به خودش شناخت و علاقه ای نداره چگونه میتواند شما را بشناسد و به شما علاقه مند باشد ، این افراد تا زمانی با شما هستند که تن به کارهایی بدهید که مورد علاقه ایشون هست و بهشون خوش بگذره و پس از مخالفت یا زمانی که احساس کنند شما مخالفتی دارید با این رفتارها و خسته شدید و از آنها توقع انعطاف دارید هر چند هم که خودتون بی نهایت انعطاف نشون داده باشید در این رابطه دیگر برایش سرگرم کننده نیستید و شما را دور میندازن و چندتا دوست هم آماده همیشه دارن برای یک همچین روزهایی که روز مبادا خودشون میدونن و دوباره پس از اتمام رابطه با شما کارشان را از سر میگیرن شروع میکنند به نمایش دادن خودشان به اطرافیان که مطمئن شوند هنوز خریدار دارند و تو بورس هستند و اسم تمامی اینهارو میزارن قوی بودن و رها کردن شخصی که بیمار بود یعنی شما یا ما با هم تفاهم نداشتیم ، هر کاری که کرده باشید در آخر وظیفه شما بوده از نظر ایشون ، در نتیجه روابط با این افراد یک جنگ روانی تمام عیار هست و عقل خود را از دست میدهید و در برزخی در بلاتکلیفی رها میشوید و اینکه به این افراد توجه کنید یا تشویق کنید اینها را یا فلان جور برخورد کنید و.......باید عرض کنم منجی کسی که باعث از دست دادن عقل و روح و روان خود شما میشود واقعا نمی ارزد و این موضوع وظیفه شما هم نیست و باید از خودتان یک سوال بپرسید چرا شخصی که خودش به خودش اهمیت نمیده من اهمیت بدم!!؟؟!!؟؟اگر هم فکر میکنید این افراد مطلع نیستن از رفتارهای خود باید عرض کنم در زمان اتمام رابطه خیلی خوب به این موضوع پی میبرید که کاملا آگاه هستند حتی موضوعاتی که شما فکر میکردید از آن بی اطلاع هست. این اطلاعات و تجربه من در رابطه با این شخص بود امیدوارم کمکی باشد برای شما