قبل از ازدواج فقط یک سؤال از خودتان بپرسید؛ آیا این فرد پدر یا مادر خوبی برای فرزند آینده‌تان خواهد بود؟ چرا انتخاب همسر مهم‌ترین تصمیم در فرزندپروری و سلامت روان کودک است؟ نویسنده: دکتر فهیمه رضایی | روانشناس گاهی یک تصویر، بیشتر از صدها صفحه کتاب به انسان درس می‌دهد. چند روز پیش ویدئویی از دو کودک پنج و هفت ساله دیدم که موفق شده بودند قله‌های دماوند و علم‌کوه را صعود کنند. بسیاری از افراد زیر آن ویدئو نوشته بودند: «چه بچه‌های فوق‌العاده‌ای!» اما من چیز دیگری دیدم. من فقط دو کودک را ندیدم؛ دو پدر و مادر را دیدم. پدر و مادری که احتمالاً بارها صبح زود بیدار شده‌اند، بارها سختی کشیده‌اند، بارها خسته شده‌اند اما به جای انتخاب مسیر آسان، مسیر رشد را انتخاب کرده‌اند. آن‌ها به فرزندشان یاد نداده‌اند که ارزشش را در ظاهر، لباس، موبایل یا تأیید دیگران پیدا کند. به او یاد داده‌اند که به تلاشش افتخار کند. و این، تفاوتی است که آینده یک انسان را تغییر می‌دهد. سال‌هاست در جلسات مشاوره، با والدینی روبه‌رو می‌شوم که نگران بی‌حوصلگی، نداشتن انگیزه، وابستگی به موبایل، نداشتن مسئولیت‌پذیری یا ضعف اراده فرزندشان هستند. تقریباً همیشه از آن‌ها یک سؤال می‌پرسم: «وقتی فرزندتان بی‌حوصله می‌شود، اولین واکنش شما چیست؟» در بسیاری از مواقع پاسخ مشابه است: «برای اینکه آرام شود، موبایل یا تبلت را دستش می‌دهیم.» شاید در آن لحظه مشکل حل شود، اما سؤال اصلی اینجاست: اگر کودک هر بار برای فرار از بی‌حوصلگی به یک صفحه نمایش پناه ببرد، چه زمانی قرار است صبر کردن، تحمل ناکامی، حل مسئله و ساختن اراده را یاد بگیرد؟ اراده، درست مانند عضلات بدن است. اگر تمرین نکند، ضعیف می‌شود. ورزش، طبیعت، بازی‌های واقعی، مسئولیت‌های متناسب با سن کودک و تجربه کردن سختی‌های کوچک، همه تمرین‌هایی هستند که به ساختن قدرت درونی کمک می‌کنند. ما نمی‌توانیم از کودکی که همیشه ساده‌ترین راه را تجربه کرده است، انتظار داشته باشیم در نوجوانی یا بزرگسالی انسانی مقاوم، مسئولیت‌پذیر و متعهد باشد. اما این موضوع فقط به تربیت کودک محدود نمی‌شود. به باور من، تربیت فرزند از روز تولد او آغاز نمی‌شود؛ بلکه از روز انتخاب همسر شروع می‌شود. به همین دلیل همیشه می‌گویم قبل از ازدواج، مهم‌ترین سؤالی که باید از خودتان بپرسید این نیست که: «آیا او مرا دوست دارد؟» بلکه این است که: «آیا این فرد، روزی پدر یا مادر خوبی برای فرزند آینده من خواهد بود؟» آیا می‌توانم با آرامش، عزیزترین سرمایه زندگی‌ام را به او بسپارم؟ آیا مسئولیت‌پذیر است؟ آیا برای رشد خودش تلاش می‌کند؟ آیا هنگام سختی‌ها کنار می‌کشد یا می‌ایستد؟ آیا اهل یادگیری است؟ آیا برای زندگی برنامه دارد؟ زیرا کودکان، بیشتر از آنکه به توصیه‌های ما گوش دهند، از سبک زندگی ما الگو می‌گیرند. اگر والدین، مسئولیت زندگی خود را نپذیرند، چگونه می‌توانند مسئولیت‌پذیری را آموزش دهند؟ اگر والدین برای رشد خودشان زمان نگذارند، چگونه فرزندشان عاشق یادگیری خواهد شد؟ اگر والدین از هر سختی فرار کنند، چگونه کودک، شجاعت روبه‌رو شدن با مشکلات را خواهد آموخت؟ فرزندان ما با ظرفیت شگفت‌انگیزی برای یادگیری به دنیا می‌آیند. آن‌ها با کنجکاوی، توانایی رشد و آمادگی برای ساختن آینده متولد می‌شوند. این ما هستیم که با رفتار، انتخاب‌ها، سبک زندگی و کیفیت رابطه‌مان با خود و دیگران، مسیر شخصیت آن‌ها را شکل می‌دهیم. جامعه سالم، از خانواده سالم ساخته می‌شود. و خانواده سالم، از دو بزرگسال مسئولیت‌پذیر. اگر می‌خواهیم نسل آینده، صبورتر، متعهدتر، سالم‌تر و توانمندتر باشد، باید قبل از هر چیز از خودمان شروع کنیم. زیرا کودکان، نسخه دوم حرف‌های ما نیستند؛ آن‌ها، بازتاب زندگی ما هستند. دکتر فهیمه رضایی روانشناس